اگر مادربزرگم هنوز زنده بود تمام دنیا را عطر گل ماگنولیا برمی داشت.

مادربزرگم صندلی اش را می کشید کنار پنجره،  پرده و توری اش را میداد کنار و ساعت ها می نشست همان جا حیاط را نگاه می کرد و با تسبیحش ذکر می گفت. چشمهایش، که به قول خودش دیگر سو نداشتند، خیره میماندند به درخت ماگنولیای ته حیاط. نگاهش اما از درخت رد شده بود، از ساختمان پشتی آن هم همین طور. از تمام کوچه ها و خیابان ها هم رد شده بود. از روی زمان گذشته بود و رفته بود به قدیم. شاید به آن زمانی که دبیر بود، و یک عکس هم از آن زمان داشت که با همکارهایش در حیاط دبیرستان گرفته بودند. کت و دامن «آلامد» ی پوشیده بود و موهای مشکی اش منگول منگول ریخته بودند روی شانه اش. تنها کسی بود که به دوربین نگاه نمیکرد. انگار از داخل آن عکس هم از همان زمان، چشم دوخته بود به درخت ماگنولیای ته حیاط.

یک وقت ها همان طور که خیره مانده بود به درخت، نفس عمیقی می کشید و موقع بیرون دادن نفسش می گفت : «هِیییی… خدا». «هی» اش را میکشید و از ته دل می گفت. یک جوری نفسش را میداد بیرون  که یک بار خودم دیدم های نفسش ازتوری فلزی جلوی پنجره رد شد و رسید  به درخت ماگنولیا و شاخه هایش را تکان داد. شاید اصلا برای همین بود که این درخت از اواسط  بهار که شروع به گل دادن میکرد، گل هایش را روی شاخه های پایین ترش باز می کرد که ما دستمان برسد بچینیمشان ببریم برای مادربزرگم. که بگذارد داخل یک لیوان آب روی گنجه اش و به قول خودش از بوی آن مست شود. و شاید برای همین بود که بعد از اینکه مادربزرگم رفت و دیگر های نفسش به درخت نرسید، درخت ماگنولیای ته حیاط دیگرهیچ وقت گل نداد.

پدر پدرم را هیچ وقت ندیدم. مادربزرگم زود همسرش را از دست داده بود. پدرم یک بار و فقط یک بار که خیلی دلش گرفته بود بهم گفته بود :« اگر آن زمان این اسپری های تئوفیلین بود، شاید بابا جانم هنوز زنده بود». و من بعد از آن همیشه اسپری تئوفیلین را که میبینم فکر میکنم کاش پدربزرگم هم آن زمان یکی  از اینها داشت.

این روزها به این فکر میکنم که اگر آن زمان اسکایپ و وایبر و اینترنت پر سرعت بود، شاید مادربزرگم هم هنوز زنده بود. شاید اگر مادربزرگم هفته ای یک بار با  عمویم – که تا روز آخر منتظر دیدنش بود- اسکایپ میکرد، دلش خوش تر بود. اگر مادربزرگم هنوز زنده بود، آن وقت می توانست با اسکایپ تمام درخت های ماگنولیای دنیا را نگاه کند و آنها برایش گل بدهند.

اگر مادربزرگم هنوز زنده بود تمام دنیا را عطر گل ماگنولیا برمی داشت.

 5,545 total views,  3 views today

Ava

3 Replies to “اگر مادربزرگم هنوز زنده بود تمام دنیا را عطر گل ماگنولیا برمی داشت.”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *